الشيخ أبو الفتوح الرازي

375

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اجماع مگر داود كه خلاف كرد و اگر فرزند از مال مادر و پدر ( 1 ) چيزى بدزدد بر او قطع باشد بنزديك ما و جمله فقها گفتند بر او قطع نباشد . اگر زن از شوهر يا شوهر از زن چيزى بدزدد و از حرز بر او قطع باشد و مالك ( 2 ) هم اين گفت و شافعى را دو قول است يكى چنان ( 3 ) كه ما گفتيم و آن اختيار مزنى است و قول ديگر آن كه بر او قطع نباشد و اين مذهب ابو حنيفه است . اگر مادر از مال فرزند چيزى بدزدد به ( 4 ) او قطع باشد بنزديك ما و بنزديك ( 5 ) جمله فقها خلاف كردند و حكم دگر اقارب حكم اجانب باشد در اين باب كه قطع واجب بود ( 6 ) بر ايشان چون از مال يكديگر ( 7 ) چيزى بدزدند آن كه از بيت المال و غنيمت چيزى بدزدد پيش از آن كه نصيب او باشد بر او قطع بود ( 8 ) و جمله فقها خلاف كردند . و هر كه از گريبان و آستين پيرهن بالا چيزى ببرد بر او قطع نباشد چه آن هر دو حرز نيست و اگر از گريبان و آستين زيرين ( 9 ) بود بر او قطع باشد كه آن حرز است و جمله فقها گفتند بر او قطع باشد و فرق نكردند . چون بنده بر خويشتن اقرار دهد به دزدى قبول اقرارش نكنند ( 10 ) [ و قطع نكنند او را براى آن كه آن اقرار است ] ( 11 ) على حقّ الغير و نيز بر قتل ، اقرار او قبول نكنند و جمله فقها گفتند قطع يا قتل بر او واجب بود . قوله : * ( فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما ) * ، لغت فصيحتر آن است كه چون مضاف با دو كس باشد جمع كنند مضاف را براى آن گفت ايديهما و نگفت يدهما و يديهما و آن نيز روا باشد قال الشّاعر و جمع بين اللَّغتين : ظهراهما مثل ظهور التّرسين و قوله : * ( جَزاءً بِما كَسَبا ) * ، نصب او بر مفعول له باشد و كذلك قوله : * ( نَكالًا مِنَ اللَّه ) *

--> ( 1 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت اجداد . ( 2 ) . اساس : و انكه ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . مر : آن كه . ( 4 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت : بر . ( 5 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت داود . ( 6 ) . مر : باشد . ( 7 ) . لت : يك دگر . ( 8 ) . آج ، لب ، مر : باشد . ( 9 ) . آج ، لب ، مر : زرّين . ( 10 ) . اساس : كنند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 11 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .